X
تبلیغات
من و تو
 
دراین وبلاگ سعی بر این است که بهترینها از همه جا و همه چیز در اختیار شما کاربران عزیز قرار گیرد لذا شما دوستان عزیز با انتقادات و پیشنهادات سازنده خودتان ما را در این راه یاری فرمائید.
با تشکر.حامد امیری

به چشمان مهربان تو می نویسم
حکایت بی انتهای عشق را
تا بدانی که محبت وعشق را
در چشمان تو آموختم
و با تو آغاز کردم .
پس برایم بمان
تا عشقم را تا ابد نثارت کنم.
تا انتهای جاده زندگی با من بمان
که زیباترین شعر زندگی را برایت نجوا کنم
میخواهم این را بدانی که صادقانه
و عاشقانه دوستت دارم...
   

به وبلاگ من و تو خوش آمدید

ت ه ر ا ن
چهارشنبه 26 تیر1392 ساعت 2:26 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

 


چهارشنبه 18 بهمن1391 ساعت 0:49 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

 


پندهایی از کوروش در قالب اس ام اس
چهارشنبه 18 بهمن1391 ساعت 0:47 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

پندهایی از کوروش در قالب اس ام اس

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند
.

.

.

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید

.

.

.

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

.

.

.

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید

بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب ....

 


:: ادامه مطلب
چهارشنبه 18 بهمن1391 ساعت 0:44 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

سخنان  پند آموز کوروش 

۱) ای پسر من نیکو کار باش نه بدکار زیرا زندگانی انسان جاودان نیست و هیچ چیز از کردار نیک لازمتر نمی باشد

۲ ) ای پسر من بشنو تو را می گویم که بهترین بخشش ها تعلیم و تعلم است زیرا مال و مکنت زوال پذیرد و چهار پایان بمیرند ولی دانش و تربیت باقی ماند

۳ ) دختر شرمگین را دوست بدار و او را به مرد هوشیار و دانایی به عروسی ده زیرا مرد دانا و هوشیار مانند زمین نیکی است که چون تخم در آن بکارند حاصل نیک و فراوان از آن به عمل آید

۴ ) با زن فرزانه و شرمگین عروسی کن و او را دوست بدار وخود برای خود زن انتخاب کن وزن دیگری را فریب مده تا روانت گناه کار نگردد

۵ ) مردی را به دامادی خود برگزین که نیکخو, درست و دانا باشد, اگر بسیار مسکین است بسیار عیب نیست مال و مکنت از یزدان برسد

۶ ) چون خوشی رسد بسیار خشنود و غره مشو و چون سختی رسد غمگین و افسرده مباش زیرا هر خوشی یک ناخوشی و هر نیکی یک بدی در پی دارد

۷ ) از پست فطرت و بداصل قرض مگیر و وام مده زیرا تنزیل زیاد باید داد و همواره بر در خانه تو بایستد و کسان بگمارد و این برای تو زیان بزرگی است

۸ ) به مال و مکنت کسی چشم مینداز زیرا مال و خوشی جهان مانند مرغی است که از این درخت به آن درخت نشیند و به هیچ شاخی نماند

۹ ) دست از دزدی و کاهلی و هوا و هوس نفسانی بدار زیرا هر کس که نیکی کند پاداش نیکی یابد و هر که بدکار گشت به سزای سخت خواهد رسید

۱۰ ) نسبت به پدر و مادر خود فرمانبردار باش زیرا مرد تا پدر و مادرش زنده اند مانند شیری است که آسوده در بیشه غنوده و از هیچ کس بیم ندارد

۱۱ ) به رئیس و سردار خود گستاخ مباش و در خدمت استوار بایست, آچه بر خود نیک ندانی به دیگران نیز نیک نشمار با دوستان به یگانگی برخورد کن

۱۲ ) اگر تو را فرزندی است به مدرسه بفرست و به تحصیل علم بگمار زیرا علم ودانش چشم روشن است

                                           بقیه در ادامه مطلب....


:: ادامه مطلب
گرگ درون.
جمعه 6 بهمن1391 ساعت 21:43 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )
سرخپوستی پیر به نوهٔ خود گفت: «فرزندم! در درون ما بین دو گرگ کارزاری برپاست.» او ادامه داد:

«یکی از گرگ‌ها شیطانی به تمام معنا، عصبانی، دروغگو، حسود، حریص و پست است؛ و گرگ دیگر آرام، خوشحال، امیدوار، فروتن و راستگو.»

پسر کمی فکر کرد و پرسید: «پدر بزرگ! کدام‌یک پیروز است؟»

پدربزرگ بی‌درنگ گفت: «همانی که تو به او غذا می‌دهی!»


گرگ درون
جمعه 6 بهمن1391 ساعت 21:42 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )


گفت دانایی که: گرگی خیره‌سر،
هست پنهان در نهاد هر بشر!

لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ

زور بازو چارهٔ این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر

هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می‌شود انسان پاک

وآن‌که از گرگش خورد هردم شکست
گرچه انسان می‌نماید گرگ هست

وآن که با گرگش مدارا می‌کند
خلق و خوی گرگ پیدا می‌کند

در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم‌چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می‌درند
گرگ‌هاشان رهنما و رهبرند

این‌که انسان هست این‌سان دردمند
گرگ‌ها فرمانروایی می‌کنند

وآن ستمکاران که با هم محرم‌اند
گرگ‌هاشان آشنایان هم‌اند

گرگ‌ها همراه و انسان‌ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟...

 


یکشنبه 19 آذر1391 ساعت 17:35 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

موج عاشق

دنبال من می‌گردی و حاصل ندارد
این موج عاشق کار با ساحل ندارد

باید ببندم کوله بار رفتنم را
مرغ مهاجر هیچ جا منزل ندارد

من خام بودم، داغ دوری پخته ام کرد
عمری که پایت سوختم قابل ندارد

من عاشقی کردم تو اما سرد گفتی:
از برف اگر آدم بسازی دل ندارد

باشد ولم کن باخودم تنها بمانم
دیوانه با دیوانه ها مشکل ندارد

شاید به سرگردانی ام دنیا بخندد
موجی که عاشق می‌شود ساحل ندارد


یکشنبه 19 آذر1391 ساعت 17:34 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه این قدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آینه شدن‌ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!

بی‌سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن! روح تو دریایی نیست

آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه! دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می‌آیی نیست

خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست


یکشنبه 19 آذر1391 ساعت 17:33 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

دانه های دل

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم
به دریا می زدم در باد و آتش خانه می کردم

چه می شد آه ای موسای من، من هم شبان بودم
تمام روز و شب زلف خدا را شانه می کردم

نه از ترس خدا، از ترس این مردم به محرابم
اگر می شد همه محراب را میخانه می کردم

اگر می شد به افسانه شبی رنگ حقیقت زد
حقیقت را اگر می شد شبی افسانه می کردم

چه مستی ها که هر شب در سر شوریده می افتاد
چه بازی ها که هر شب با دل دیوانه می کردم

یقین دارم سرانجام من از این خوبتر می شد
اگر از مرگ هم چون زندگی پروا نمی کردم

سرم را مثل سیبی سرخ صبحی چیده بودم کاش
دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردم


یکشنبه 19 آذر1391 ساعت 17:26 | | نوشته ‌شده به دست حامد امیری | ( )

من از عهد آدم تو را دوست دارم

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم